صفحه نخست » اهل بیت, عقیدتی, مطالب مهم »
نویسنده : للحق تاریخ انتشار : ۲ شهریور ۱۳۹۰ تعداد بازدید : 1,243 چاپ چاپ

 خونه خالی+…فراهم بود ولی….(+۱۵)

بسم الله الرحمن الرحیم

تا مرز گناه رفت ولی به عشق مولا علی(ع)

 حکایتی خواندنی درباره توبه یک جوان ایرانی که حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین انصاریان آن را در کتاب خود با نام”داستانهای عبرت‌آموز” اینگونه ذکر کرده‌اند.

یا امیرالمومنین(ع)

براى تبلیغ به بندرعباس ، مرکز استان هرمزگان رفته بودم ، شب جمعه آخر مجلس بناى قرائت دعاى کمیل بود .

من دعاى کمیل را از حفظ در تاریکى مطلق مى خوانم و از این نظر شرکت کنندگان حالى خاص دارند .

لحظاتى قبل از شروع کمیل ، جوانى در حدود بیست ساله که او را تا آن زمان ندیده بودم نامه اى به دستم داد .

پس از کمیل به خانه برگشتم ، آن نامه را خواندم، برایم بسیار شگفت آور بود، نوشته بود: اهل این گونه مجالس نبودم ، سال گذشته اوایل ظهر یکى از دوستانم به من تلفن زد که ساعت چهار بعد از ظهر به دنبال تو مى آیم تا با هم به جایى برویم.

در ساعت مقرر آمد، داخل ماشین به او گفتم: قصد کجا دارى؟ گفت: پدر و مادرم به مسافرتى چند روزه رفته اند . خانه کاملا خالى است ، مى‌خواهم لحظاتى با هم باشیم. وقتى به خانه او رفتم به من گفت : دو زن جوان را دعوت کرده‌ام ، هر دو در خانه هستند و آماده براى اینکه خود را در اختیار ما بگذارند ، مرا به اطاقى فرستاد و خودش به اطاق دیگر رفت ، وقتى آماده برنامه شدم به ذهنم آمد که در پرده هاى تبلیغى مربوط به شما نوشته « شب جمعه دعاى کمیل »، مى دانستم این دعا از امیرالمؤمنین (علیه السلام) است ولى مجالس قرائت دعاى کمیل را ندیده بودم، در آن حالت شدید شیطانى ، به شدت از امیرالمؤمنین شرمنده شدم ، حیا و ترس تمام وجودم را گرفت ، به شدت از خودم بدم آمد ، از جا برخاستم ، بدون اینکه با آن زن کم ترین تماسى داشته باشم از آن خانه فرار کردم.

حیران و سرگردان در خیابانهاى بندر پرسه مى زدم تا هنگام شب رسید ، به مسجد آمدم و در تاریکى جلسه پشت سر شما نشستم ، از ابتدا تا انتهاى دعاى کمیل با شرمندگى و سرافکندگى گریه کردم ، از خدا خواستم زمینه ازدواج مرا فراهم آورد ، علاوه از افتادن در لجن زار گناه حفظم نماید . دو سه ماهى گذشت به پیشنهاد پدر و مادرم که به خواب نمى دیدم با دخترى از خانواده اى محترم ازدواج کردم ، دختر در سیرت و صورت کم نظیر است و من این نعمت را از برکت ترک گناه و شرکت در دعاى کمیل امیرالمؤمنین (علیه السلام) دارم ، امسال هم همه شبها در این مجلس شرکت کردم و این نامه را رقم زدم تا بدانید این جلسات چه سود سرشارى براى مردم بخصوص جوانان دارد.

منبع تصویر و نوشته: شهادت طلب


8 پاسخ به “خونه خالی+…فراهم بود ولی….(+۱۵)”

  1. setayesh می‌گه:

    Thumb up 3 Thumb down 0

    سلام
    واقعا جالب بود ممنووووووووووووووووووووووووووووون

  2. MORTAZA می‌گه:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    سلام علیکم…
    دستتون درد نکنه به خاطر انتشار تصویر و داستان.

    • محمد امین مداح الحسینی می‌گه:

      Thumb up 1 Thumb down 0

      بسم الله الرحمن الرحیم
      سلام همسنگر شرمنده کردی داستان و خصوصا تصویر به قدری زیبا بود که به کل فراموش کردم در پایین مطلب ذکر کنم که این تصویر و مطلب نوشته سایت خیلی خوب شهادت طلب هست.تصویر فوق العاده زیبایی بود ممنون
      یا علی مدد خدانگهدار

  3. علی می‌گه:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    با سلام
    نظر لطف شماست
    اگر مایل به تبادل لینک یا لگو هستید
    منت سر ما بزارید و یک خبر بدین
    حضرت سقاء
    یا عباس

  4. محمد می‌گه:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    داستانه بسیار خوب و عبرت آموزیست که ما جوانان در مواجهه با گناه یا زمینه آن باید هوشیار باشیم ومی توان

  5. آرزو می‌گه:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    سلام
    داستان خیلی خوبی بود عالی بود عالی
    به امیداینکه حق تعالی زمینه ازدواج و خوشبختی تمام جوونا را فراهم کنه و به گناه کشیده نشن
    بنده ی گناهکار خدا:آرزو

  6. Thumb up 0 Thumb down 0

    سلام علیکم خیلی عالی بود.

    • محمد امین مداح الحسینی می‌گه:

      Thumb up 1 Thumb down 0

      بسم الله الرحمن الرحیم
      علیک السلام!خوشحالیم که مطلب مورد پسند شما بود.
      یا مولانا علی علیه السلام

پاسخ دهید

    خانه | تماس با ما | تبلیغات | نقشه سایت | rss | ورود
    تمامی حقوق مطالب برای پایگاه اینترنتی نصر19 محفوظ است ، بازنشر مطالب با ذكر منبع باعث امتنان است.
    طراحی قالب توسط : جواد دشتگرد