تاريخ انتشار : ۲۴ تیر ۱۳۹۳ تعداد بازديد : 7453

 سخنی از مام پر درد وطن ۲

 

مادر میهن ایران در برابر دلیل شهید نور الله خان یکانی مبنی بر چرایی اعتماد و تکیه بر دشمن اینگونه واکنش می دهد:

خنده تلخی کرد و با لحن سرزنش آور گفت:

عجب دلیلی است! هیچ نمی‌دانید که این آتش‌ها ده سال و یا گاهی بیست سال و چه‌ بسا قرن‌ها و نسل‌ها طول می‌کشد تا خاموش گردد و یحتمل اگر یک تغییر کلی جهانی یا پیش‌ آمدهایی نظیر معجزه و خواست آسمانی پیش نیاید برای همیشه دود آن به چشم مادرهای نظیر من خواهد رفت… تجارب سه‌هزارساله به من ثابت کرده که دشمن، دشمن است و به سفید و سیاه و سرخ و زردش نباید اعتماد کرد.

ممکن است یکی مکار و حیله‌گر و پرتجربه باشد و زیان‌های خود را تدریجاً و بی‌سروصدا وارد سازد و به‌اصطلاح با پنبه سر ببرد و دیگری بی‌تجربه و عجول و بی‌ ملاحظه بوده، هست و نیست انسان را طوری به آتش بکشد که آبرو و حیثیت خود را نیز زیر خاکستر آن پنهان سازد و این را نداند که ضرری که وارد می‌کند به ‌طور غیرمستقیم متوجه خودش نیز می‌باشد.

بلی من در طول عمر طولانی خود دیده‌ام فرزندان من با دو جور جلاد روبه‌ رو شده‌اند. یکی آن است که خودش چاقو می‌خرد و خودش حق‌الزحمه جلاد را می‌دهد و دیگری می‌خواهد که محکوم چاقو را از جیب خود بخرد و انعام جلاد را هم خودش بدهد تا سر او را مثل دسته‌ گل ببرند، هدف هر دو یکی است و مقصود بریده شدن سر است.

از هر طرفی که به زمین ما چشم طمع دوخته‌ شده – نظرشان واحد بوده است ولی عبارات و نحوه تقاضا متفاوت، فرض کنید کسی باکمال صراحت و وقاحت دست دراز می‌کند و کلاه شما را از سرتان برمی‌دارد و اگر حرفی زدید یک تو دهنی محکمی هم می‌زند ولی آن دیگر از راه مسالمت و رفاقت و همفکری وارد و بنای دلسوزی می‌گذارد و برای برانگیختن احساسات نوع‌ دوستی شما خودش را نیز سر برهنه کرده و در دارنده‌ی کلاه وسوسه می‌اندازد که کلاه از حیث بهداشت مضر و از جهت اقتصاد متضمن خرج است، تا تدریجاً صاحب آن را وادار می‌سازد که کلاه از سر برگرفته و در دست نگاه بدارد.

و بعد از لحظه‌ای اظهار خدمت کند که محض رفع خستگی کلاهتان را مرحمت کنید من نگاهش بدارم، یا اگر فرضاً املاکی و معادنی داشته باشید می‌خواهد که کلاً تحویل او دهید ولی حاضر نمی‌شود حتی یک وجب از مایملک خود را به شما تفویض کند و چه‌ بسا دیده‌ شده بعضی از همسایگان دیواری را که بین دو خانه جدایی می‌انداخته از بن برداشته‌اند و برخی رودخانه‌ای را محکوم کرده‌اند که چرا جسارت را بدان جا رسانیده که دو ملت هم‌ کیش و هم‌ زبان را از یکدیگر جدا نگاه داشته است.۱

فرزندم ازاین‌ روی عقیده دارم اگر تمام افراد یک ملت محو و نابود شوند بهتر از آن است که زنده بمانند و آن زندگی بدتر از مرگ را زیردست دشمن ادامه دهند.

آری اگر نام قومی از صفحه تاریخ زدوده گردد هزار بار بهتر از آن است که اسیر و دست‌ بسته و غیرآزاد باشد.

جنگل های نکا


۱-خالی از لطف نیست که اشاره شود، کشور های غربی در بین جوامع خود مدام بر یکپارچگی تاکید و اتحادیه های گوناگون ایجاد می کنند و در خصوص جوامع شرقی مدام بر طبل جدایی طلبی و استقلال طلبی می کوبند!




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.


  1. امیر گفت:

    با سلام و خداقوت
    خسته نباشید بزرگواران
    عالی است
    ف.ح.۱۹
    (Y)

  2. سلام بر راهیان نور…

    آنهایی که در راه خدا قدم گذاشته و به الله پیوستند راهیان نور هستند.

    راهیانی که از خانه ها و محله هایی که ما از آنجا آمدیم هجرت کردند

    و در جنوبی ترین تا غربی ترین مرزهای کشور عزیزمان به جهاد و مبارزه با دشمنان پرداختند .

    و با این هجرت و جهاد برگ زرینی از تاریخ را به نام خود به ثبت رساندند.

    راهی را طی کردند تا به نور پیوستند و برای همیشه نورانی ماندند .

    سلام بر راهیانی که راه نور را انتخاب کردند.

    سلام بر راهیان نور …

  3. ای شهریور
    میدانی که یادآور رنجمان گشته ای؟ میدانی که پیام آور غممان شده ای؟ میدانی که زین پس محرم دیگرمانی؟ میدانی؟ سال ها پیش که از سرمای شب سیاه گریزمان نبود، تو در جشن خونریزان با شبداران نشستی و از شراب سرخ خونمان نوشیدی و در گرمای آتش مستی چشمهامان را سوزاندی و ما بر جور زمان صبر کردیم.
    میدانی که یادآور رنجمان گشته ای؟ میدانی که پیام آور غممان شده ای؟ میدانی که زین پس محرم دیگرمانی؟ میدانی؟

  4. بانوی وطن گفت:

    مام وطن از این دست دشمنان بسیار به خود دیده است: روم-عرب-ترک- مغول واز همه این مهلکه ها به آرامی وبه تدریج البته به سختی وتحمل درد و رنج بیرون آمده وبه حیاتش ادامه داده است اگر مام وطن تز یا مرگ یا پیروزی را برگزیده بود تاکنون اثری از آن روی نقشه جغرافی باقی نمانده بود.

    • عبد النقی گفت:

      اگر مام وطن تفکرات شما را داشت، شایسته این لقب نبود، مادری که حاظر نباشد جان خود را برای پیروزی فرزندانش فدا کند و یا داغ فرزندانش را برای حفظ سلاله ی آنان تحمل نکند، مادری نیست که شایسته میهن عزیز ایران باشد، اتفاقا سخن شما کاملا به عکس! مادر میهن داغ فرزندان متعددی را دیده است که اکنون بر روی نقشه جغرافیا باقی مانده است مگر می شود در دنیای مادی که اساسش غلبه چکمه و چنگال قوی بر حنجره و حلقوم ضعیف است بدون شعار مرگ یا پیروزی زنده ماند؟ حتی اگر ذهنمان فقط محدود به نقشه جغرافیا و تز باشد هم نمی شود، و این جدای از آنکه سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده ان است که نامش به نکویی نبرند…

      این را باید از جاویدالاثر ها آموخت که تز همه اش حرف است و مهم عمل است. همیشه این صدای شیرین اما پر خون در تاریخ طنین انداز بوده است که یا مرگ و یا زندگی با عزت که هر دوی آنان پیروزی و ماندگاری است بدون نیاز به نقشه جغرافیایی

  5. جیگر گفت:

    خداقوت عزیزان.در تیتر مطلبتون الف امام رو نگذاشتید . ممنون