بسم الله الرحمن الرحیم
صدام؛تا نیم ساعت دیگر کمر ایران خواهد شکست!
(دیدن برخی از تصاویر این نوشته برای افراد زیر۱۳سال توصیه نمیشود)
برای آنها که حوصله ی تحقیق درباره جنگ تحمیلی را ندارند
کاربران آنلاین: 11
بازدید امروز: 3,015
بازدید دیروز: 10,949
تعداد مطالب : 389
تعداد دیگاهها : 719
رتبه گوگل :
رتبه الکسا : 391678
ورودی از موتورهای جستجو : 16178
افتتاح نسخه جدید سایت : 15/4/1390 بسم الله الرحمن الرحیم
صدام؛تا نیم ساعت دیگر کمر ایران خواهد شکست!
(دیدن برخی از تصاویر این نوشته برای افراد زیر۱۳سال توصیه نمیشود)
برای آنها که حوصله ی تحقیق درباره جنگ تحمیلی را ندارند
بسم الله الرحمن الرحیم
این نوشته که انشاالله بی طور پی در پی در اختیار شما دوستان عزیز قرار خواهد گرفت حاوی مطالبی کوتاه و خواندنی در رابطه با لایه های پنهان جنگ تحمیلی میباشد که متعلق به سایت نصر۱۹ میباشد.در طول این نوشته اینجانب سعی کرده تا با بهره گیری از منابع مختلف مطالبی مفید،خواندنی و تاریخی را در قسمت های کوتاه و خلاصه ای گردآوری کرده و در اختیار شما عزیزان قرار دهم.همسنگران عزیز نیز میتوانند با ذکر منبع ما را در جهت انتشار حقیقت هایی چند از این جنگ هشت ساله یاری دهند.امید است که این نوشته مورد خوشنودی شهدای عزیزمان قرار بگیرد.برای دیدن قسمت اول بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
بخشی از وصیت نامه شهید حسن کبیری
به نام او که همه چیز از اوست،زندگی ام در جهت اوست،زنده به اویم وبودنم از اوست.
پدر و مادرم، هنگامی که به این دنیای خاکی پا گذاشتم،اولین کلماتی که در گوشم خواندند شهادتین بود و اذان؛یعنی با خدا پیمان بستم و بعد نخستین طعامی که بر دهانم گذاشتند؛تربت شهید کربلا بود؛یعنی با شهد و طعم شهادت کام گرفتم.امروز من به عرفان وجودی خودم مکلف شده ام و در باطن خویش خدایم را یافتم و بر پیمان خود استوارم که نه استوار بلکه عاشق و نه عاشق بلکه مشتاق لقاءا… هستم و به سوی پروردگار عزیزم رهسپارم.
پدر و مادر جان!
از رفتن من ناراحت نشوید.چون من به جایی می روم که ملکوتش خوانند و بهشتش نامند.و خداوند می داند که شهادت برای من هزار بار شیرین تر از داماد شدن است؛چه،شهادت تولدی است برای یک زندگی جاودانه.
۲۲ شهریورسالروز شهادت شیخمحمد خیابانی؛ روحانی مبارز و مجاهد مشروطهخواه
زندگی شیخمحمد خیابانی پس از پیروزی مشروطه در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی، با تأسیس انجمن ایالتی در تبریز، وارد مرحلهی تازهای گردید و در جریان محاصرهی تبریز، در دفاع از شهر نقش مهمی ایفا کرد.
امروز بیست و دوم شهریورماه مصادف با سالروز شهادت روحانی مبارز و مجاهد مشروطهخواه شیخمحمد خیابانی در سال ۱۲۹۹ هجری شمسی است.
۱۴ شهریور سالروز شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ دستجردی توسط منافقین کوردل(۱۳۶۰)

در دوازدهم مرداد ۱۳۰۶ شمسى ، در شهر کوچک نهاوند فرزندى به دنیا آمد که نامش را على نامیدند. پدرش (ملااحمد)، از علماى بزرگ شهر بود که پس از سالها تحصیل در حوزه علمیه نجف به درجه اجتهاد نایل شد و به زادگاه خود برگشت و به ارشاد مردم پرداخت .
على دوران کودکى و نوجوانى را تحت تربیت درست خانواده سپرى کرد. با خواندن ، نوشتن ، قرآن ، نماز و احکام شرعى آشنا شد و در پانزده سالگى سال ( ۱۳۲۱) وارد حوزه علمیه قم شد و در مدرسه فیضیه حجره اى تهیه نمود.
على در حوزه علمیه قم به تحصیلات خود ادامه داد و در نهایت تنگدستى از تحصیل دست برنداشت . مقدمات علوم اسلامى را نزد استادانى فرزانه مانند آیة الله صدوقى فراگرفت و از محضر استادان اخلاق حوزه علمیه قم بهره جست . او از ابتداى طلبگى به تهذیب اخلاق ، ساده زیستى ، نظم و استفاده از فرصتها اهمیت بسیار مى داد. پشتکار او موجب شد تا دروس مقدمات و سطح حوزه را به پایان برساند و وارد عالى ترین مرحله دروس حوزه شود. على سالها در درس خارج آیة الله بروجردى و امام خمینى شرکت کرد و از خرمن دانش آنها، خوشه ها چید.
بسیارى از خطبه هاى نهج البلاغه را حفظ بود. علاقه بسیارى به اهل بیت داشت و همواره در مجالس سوگوارى شرکت مى کرد. بسیار محتاط بود و از غیبت و دروغ بسیار پرهیز مى جست و به درس و بحث علاقه وافرى نشان مى داد.
یاد و خاطره اسارت در رمضان

آماده شهادت شدم
آزاده: خدایار بختیاری(اردوگاه موصل ۲)یکی از روزهای ماه مبارک رمضان در آسایشگاه، بچهها خود را مهیای نماز مغرب و عشا کرده بودند و ده نفر، ده نفر نماز میخواندیم به گونهای که نگهبان عراقی متوجه ما نشود. در این حال صدای اللهاکبر یکی از بچهها که مکبر بود بلند شد، نگهبان متوجه شد و به سرعت خود را به نزدیک پنجره رساند و چندین بار پرسید: چه کسی بود تکبیر گفت؟ چون همه بچهها ساکت مانده بودند رو کرد به مسؤول آسایشگاه و دوباره با عصبانیت پرسید: چه کسی تکبیر گفت؟ در این حال من سریعاً بلند شدم و گفتم: من بودم. دلیلش هم این بود که نمیخواستم برادری که مکبر ایستاده، شناسایی شود چون صدای زیبای ایشان در هنگام خواندن دعای سحر بچهها را شاداب و منقلب میکرد و اگر شناسایی میشد تمامی برادران از نوای دلنشین دعای سحر او محروم میشدند.